شعر
 


موقع رانندگي نخور چيزي آقا جون!
يه روز كه از مدرسه تو ماشين بابا من / نشسته بودم يهو گشنه ام شدش جدا ً به بابا گفتم و اون وايساد يه جا خريد كرد / گفت ساندويچ بگيرم؟ يا كه بستني سرد؟
 ١٣٩٤/٠٩/١٤ - نظرات : ٠متن کامل >>
تابلوهاي راهنمايي
من يه هميار پليس خوب و منظم هستم / قانون راهنمايي اومده توي دستم امروز يه چيز جديد رو من خوب ياد گرفتم / وقتي كه داشتم سوي مدرسمون مي رفتم
 ١٣٩٤/٠٩/٠٩ - نظرات : ٠متن کامل >>
پليس مدرسه
وقتي كه از مدرسه دوستاي من در مي آن / همه رو جمع مي كنم مي گم بشون زود بيان بعد يه پرچم بزرگ دستم انگار كاپتانم / توي بازي فوتبال بازيكني جانانم
 ١٣٩٤/٠٩/٠٩ - نظرات : ٠متن کامل >>
بچه ها براي رد شدن از خيابون اول از همه پل عابر
پل عابر
يه روز كه از مدرسه مي اومدم به خونه / دوستم نرفت از رو پل همش گرفت بهونه مي گفت كه از خيابون مي تونه اون رد بشه / ياد گرفته صد دفعه اصلا همين كارشه
 ١٣٩٤/٠٨/٣٠ - نظرات : ٠متن کامل >>
خواب تو رانندگي
ما يعني من و بابا رفته بوديم به گردش / بوديم كنار دريا، جنگلي پر آرامش در راه برگشت، شب بود زيبا و رويا انگيز / همه چيز آرام و نرم، همه چيز بي جست و خيز
 ١٣٩٤/٠٨/١٧ - نظرات : ٠متن کامل >>

2 صفحه بعدی >>





ارتقاء امنیت وب با وف بومی